خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





                            تو به من خندیدی ونمیدانستی  

                             من با چه دلهره ای سیب را از باغچه همسایه دزدیده ام

    باغبان از پی من تند دوید

    سیب را دست تو دید

    غضب آلوده  به من کرد نگاه

    سیب دندانزده از دست تو افتاد به خاکَ

     

    وتو رفتی وهنوز............

    سالهاست که درگوش من آرام آرام

    خش خش گامهای تو تکرار کنان میدهد آزارم و

    من اندیشه کنان غرق این پندارم

    که چرا خانه کوچک ما سیب نداشت



    این مطلب تا کنون 13 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : ,

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر